به نام پدر و پسر و روحالقدس، خدای یکتا. حضور شما در این محفل دعا را خوشآمد میگوییم؛ جایی که کلام زنده خداوند دلهای ما را در این روز پاییزی گرم و آرام میکند.
خداوندا، تو نور جهان هستی و راه راست را به ما مینمایی؛ بر ما رحمت فرما. ای مسیح، تو روح آزادی و محبت را به قلبهای ما میبخشی؛ بر ما رحمت فرما. خداوندا، تو شبان نیکویی هستی که جان ما را تازه میکنی؛ بر ما رحمت فرما.
تصور کنید در یک روز آفتابی، در کنار رودخانهای زلال ایستادهید که آب روان آن با صدای آرام و پیوستهای به جلو میخزد. در کنار این آبِ حیات، درختی تنومند ریشه دوانده است؛ درختی که برگهایش هرگز پژمرده نمیشود و در فصل خود، میوهای شیرین و پربار میدهد. این تصویرِ نقاشیشده در مزمور امروز، تصویری از ثباتی عمیق است در دنیایی که مدام در حال تغییر و تلاطم است. وقتی به زندگی نگاه میکنیم، به خوبی میدانیم که انسان چقدر به این ریشهدواندن در آبهای زنده نیاز دارد. ما در جهانی زندگی میکنیم که بادهای تندِ روزگار، خستگیها، و دغدغههای فراوان، هر لحظه میخواهند ما را مانند کاه در هوا پارهپاره کنند و با خود ببرند. اما در میان این همهمه، کلام خدا راهی دیگر را پیش روی ما میگذارد؛ راهی که با هدایت روح آغاز میشود و به آرامشی فراتر از فهم بشر میرسد.
پولس قدیس در رساله به غلاطیان، این دو جهان را در برابر هم میگذارد. او از کارهایی سخن میگوید که از زمینِ خشک و نفسانیِ ما برمیخیزد—از جداییها، حسادتها، و تلاشهای بیپایانی که انسان برای اثبات خود به کار میبندد. اما در مقابل، او از «میوه روح» سخن میگوید؛ از محبت، آرامش، فروتنی و خویشتنداری. بنجامینِ عزیزِ ما، آن پسر پانزدهساله با آن لبخندِ معصومانه و ذهنِ درخشانش، کسی بود که در طول زندگی کوتاهش، مصداق بارزِ همین میوههای روح بود. او که با کنجکاویِ شگفتانگیزش دنیا را میگشت و با شوقی کودکانه درباره پرواز و هواپیماها سخن میگرفت، قلبی داشت که سراسر مهربانی بود. به یاد بیاورید آن لحظه را که او، در اوجِ نوجوانی، بدون اینکه کسی از او بخواهد، با همان سادگیِ دلنشینش به پدر و مادر گفت که حاضر است تمام پسانداز قلک خود را برای یاری رساندن به عمویش ببخشد. او قلک را نکشکست و پول را نداد، چرا که بیمه هزینه را پوشش داده بود و نیازی نبود؛ اما خودِ آن بخششِ بیچونوچرا، آن ارادهی خالص برای دستگیری از دیگری، گواهی بود بر قلبی که از روح خدا لبریز بود. او آموخته بود که چگونه محبت را بیدریغ نثار کند.
آلان و تائویِ عزیز، میدانم که این چهار ماه، از سیزدهم ژوئن تا امروز، چه بار سنگینی را بر دوش کشیدهاید. میدانم وقتی به جایِ خالیِ بنجامین در خانه نگاه میکنید، یا وقتی به یاد میآورید که او چقدر با اشتیاق به داستانهای پدرش گوش میداد، دردی در سینه دارید که هیچ واژهای نمیتواند آن را به تمامی بیان کند. سکوتِ خانه، بلندترین صدای دلتنگی است. اما بگذارید در این لحظه، انجیل به آرامی در میان شما طنینانداز شود. عیسی در انجیلِ امروز، فریسیان و عالمانِ شریعت را سرزنش میکند؛ نه به خاطر کارهای ظاهریشان، بلکه به خاطر اینکه قلبهایشان از «عدالت و محبتِ خدا» تهی شده بود. آنها بارهای سنگینی بر دوش مردم میگذاشتند که خود حاضر نبودند حتی با انگشتی آن را لمس کنند. عیسی با این سخنان، ما را از هرگونه دینداریِ ظاهری و طاقتفرسا آزاد میکند. او از ما میخواهد که به درونِ قلب نگاه کنیم، جایی که محبتِ حقیقی خانه کرده است.
رایانِ عزیز، برادرِ کوچکتر و همسفرِ بنجامین، میدانم که جای خالیِ برادرت در کنارِ تو چقدر عمیق است. شما با هم دنیا را گشتید، از آینده گفتید و لحظات نابِ برادرانه را ساختید. بنجامین اکنون در ضیافتِ ابدیِ آسمان است، اما حضورِ او در یادِ تو و در هر هوایی که نفس میکشی جاری است. او از تو میخواهد که با همان شورِ زندگی، با همان لبخند و با همان کنجکاوی به جلو بروی. پیوندِ شما هرگز گسسته نشده است؛ این پیوند در قلبِ خدا محکمتر از همیشه پابرجا ست. وقتی به آسمان نگاه میکنی و هواپیمایی را میبینی که اوج میگیرد، به یاد بیاور که برادرت در نورِ ابدیِ پدر آرام گرفته است و تو را با عشقی عمیق نگاهبانی میکند.
آلان و تائویِ عزیز، بنجامینِ شما، آن پرندهیِ آزادی که دنیا را در نوردید و اکنون در آغوشِ خداست، به شما یادآوری میکند که زندگی فراتر از این مرزهای خاکی است. او در آن رویایِ پدر، در آن تصویرِ ساده و صمیمی، حضور داشت و با چهرهای معصومانه به پدر نگاه کرد. خداوند هرگز شما را تنها نگ گذاشته است. او در هر قطره اشکی که میریزید، در هر آهی که از دل برمیآید، در کنار شماست. بنجامین اکنون در آرامشی کامل است؛ او دیگر به دنبال کدهای پیچیده یا مقصدهای دوردست نیست، بلکه در امنترین جایِ جهان، در خانهیِ پدرِ آسمانی است.
امروز، وقتی از این مکان بیرون میروید، این کار کوچک را با خود ببرید: امشب، در سکوتِ خانه، وقتی به عکسی از او نگاه میکنید، نفسِ عمیقی بکشید، نامِ بنجامین را با آرامش ببرید و بگویید: «خداوندا، او را در آغوشِ خود نگاه دار.» و بدانید که نوری که او در زندگیِ شما روشن کرد، هرگز خاموش نخواهد شد. خداوند با شماست، امروز، فردا، و تا ابد. آمین.
For the intentions entrusted to Ben on our prayer wall:
بنا به فرمان منجی و با تعلیم الهی، ما جرأت میکنیم بگوییم:
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد، ملکوت تو بیاید، اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان روزانه ما را امروز به ما بده، و قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم؛ و ما را در آزمایش مگذار، بلکه از شریر رهایی ده. آمین.
خداوند شما را برکت دهد و حفظ کند؛ خداوند روی خود را بر شما بگرداند و به شما آرامش بخشد. آمین.
✝ خداوند متعال شما را برکت دهد: پدر، و پسر، و روحالقدس. آمین.