✝
کلام روزانه

پنجشنبه‌ی هفته‌ی بیست و نهم زمان عادی

Thursday, October 22, 2026 · in memory of Ben
عبادتی که پس از عشای ربانی می‌آید — نه جایگزینی برای آن.
آغاز

به نام پدر و پسر و روح‌القدس، خدای یگانه. سلام بر شما که در این مکان گرد آمده‌اید تا در پناه کلام او، قلب‌های خسته و امیدوار خود را به آرامش ژرف او بسپارید.

طلب رحمت

ای عیسی مسیح، تو رنج و اندوه ما را به جان خریدی، رحمت فرما. ای چشمه‌ی حیات، تو ما را در دل طوفان‌ها تنها نمی‌گذاری، رحمت فرما. ای خداوندِ جلال، تو ما را به آغوش پدر بازمی‌گردانی، رحمت فرما.

♪ “Persian Kyrie (Version B)” — A song for Ben
کلام خدا
خوانش اول · افسسیان ۳:۱۴-۲۱
ای برادران و خواهران: زانو می‌زنم نزد پدر، که هر قبیله در آسمان و بر زمین از او نام می‌گیرد، تا به حسب دولت جلال خود، شما را عطا فرماید که به روح او در مرد درونی خود به قوت قوی شوید، و تا مسیح به ایمان در دل‌های شما ساکن شود؛ تا شما در محبت ریشه دوانیده و بنیاد یافته، قادر شوید با همه‌ی مقدسان، درک کنید که عرض و طول و عمق و ارتفاع چیست، و بدانید محبت مسیح را که فوق از معرفت است، تا اینکه تا پروای تمامیِ پریِ خدا پر شوید. پس او را که قادر است به حسب قوتی که در ما عمل می‌کند، بسیار بیشتر از آنچه خواهیم یا فکری کنیم، به عمل آورد، او را در کلیسا و در مسیح عیسی تا تمام اعصار، ابدالآباد جلال باد. آمین.
مزمور پاسخران · مزمور ۳۳: ۱-۲، ۴-۵، ۱۱-۱۲، ۱۸-۱۹
پاسخ: زمین از نیکویی خداوند پر است. ای عادلان، در خداوند شادی کنید؛ راست‌دلان را حمد گفتن شایسته است. خداوند را با بربط ستایش کنید؛ با چنگ ده وتری او را ترنم نمایید. زیرا کلام خداوند راست است و همه‌ی اعمال او امین. او عدالت و راستی را دوست دارد؛ زمین از احسان خداوند پر است. اما مشورت خداوند تا ابدالآباد می‌ماند، و افکار دل او از نسلی به نسلی. خوشا به حال امتی که خداوند خدای ایشان است، و آن قومی که او را برای میراث خود برگزیده است. اینک، چشم خداوند بر ترسندگان اوست، و بر آنانی که به رحمت او امیدوارند، تا جان ایشان را از موت برهانَد، و ایشان را در قحطی زنده دارد.
انجیل · لوقا ۱۲:۴۹-۵۳
عیسی به شاگردان خود گفت: «آمده‌ام تا آتشی بر زمین افروزم، و چقدر آرزو دارم که کاش هم‌اکنون افروخته شده بود! مرا تعمیدی است که باید بپذیرم، و چقدر در تنگنایم تا این به انجام رسد! آیا گمان می‌کنید که آمده‌ام تا صلح بر زمین برقرار کنم؟ نه، بلکه به شما می‌گویم، بلکه جدایی. زیرا از این پس، پنج نفر در خانه‌ای با هم جدا خواهند شد، سه در برابر دو و دو در برابر سه؛ پدر در برابر پسر و پسر در برابر پدر، مادر در برابر دختر و دختر در برابر مادر، مادرشوهر در برابر عروس و عروس در برابر مادرشوهر.»
زمین از نیکویی خداوند پر است.
موعظه

گاهی وقت‌ها زندگی در یک جزیره‌ی کوچک از زمان خلاصه می‌شود. یک صندلی خالی کنار میز کار، دفتری که ورق‌هایش هنوز بوی حضور کسی را می‌دهد که دیگر نیست، یا عکسی روی دیوار که لبخندی را از گذشته به امروز پرتاب می‌کند. آدم وقتی به این تکه‌های به‌جا‌مانده نگاه می‌کند، ناخودآگاه می‌پرسد: راستی، این همه‌تلاشی که برای ساختن، برای فهمیدن، و برای رو به جلو رفتن کردیم، به کجا می‌رسد؟ در رساله‌ی امروز، پولس قدیس به زانو درمی‌آید و جمله‌ای می‌گوید که ستون فقرات تمام امیدهای ماست: «زانو می‌زنم نزد پدر، که هر قبیله در آسمان و بر زمین از او نام می‌گیرد.» او از خدایی می‌گوید که توان آن را دارد که «بسی بیشتر از آنچه درخواست یا تصور کنیم» انجام دهد. این همان نقطه‌ای است که باید توقف کنیم و ببینیم حقیقت زندگی کجاست.

به بنجامینِ عزیز خودمان فکر کنید؛ به آن پسر پانزده‌ساله که دنیایی از کنجکاوی و شور در سر داشت. بنجامین با آن ذهن درخشانش، نه تنها کدهای کامپیوتری می‌نوشت و درباره‌ی سیستم‌های ابری و نقشه‌ی هواپیماها فکر می‌کرد، بلکه قلبی داشت که برای دیگران می‌تپید. یادمان می‌آید آن روحیه‌ی لطیف او را که چطور در نوجوانی، وقتی دید عمویش در بستر بیماری است، بدون اینکه کسی از او بخواهد، به پدر و مادرش گفت که می‌خواهد تمام پس‌انداز قلک کوچکش را برای کمک به او ببخشد. او هرگز قلک را نشکست و پول را هم نداد، چون نیازی نبود؛ اما آن پیشنهاد، آن تمایل خالصانه و بی‌دریغ برای بخشیدن همه‌ی دارایی‌اش به کسی که دوستش داشت، گواهی بود بر قلبی که از همان ابتدا، آکنده از مهربانیِ خدا بود. او فهمیده بود که عشق یعنی دست‌خالی نماندن در برابر دردِ دیگری.

اما بیایید در این لحظه، در برابر کلام خدا، کاملاً صادق باشیم. این ماه‌ها، از آن روزی که بنجامین به خانه‌ی ابدی‌اش رفت، برای شما، آلان و تائوی عزیز، و برای تو رایانِ برادر، چقدر سنگین و جانکاه گذشته است. می‌دانم. گاهی وقت‌ها در سکوتِ خانه، وقتی چشمتان به وسایلِ او می‌افتد، وقتی به یاد می‌آورید که او چطور با آن لبخند معصومانه در کنار شما راه می‌رفت، دردی عمیق در سینه‌تان می‌پیچید که هیچ واژه‌ای توان توصیفش را ندارد. گاهی این وسوسه به سراغ انسان می‌آید که به عقب نگاه کند و بپرسد: «آیا من کاری را از قلم انداختم؟ آیا مراقبت من کم بود؟»

بگذارید امروز، در همین حضور مقدسی که داریم، این سنگِ گرانِ گناهِ خیالی و سرزنشِ خویش را برای همیشه از روی سینه‌تان برداریم. هیچ پدر و مادری نمی‌تواند طوفانی را که از جای دیگری برمی‌خیزد پیش‌بینی کند. هیچ مراقبتی، هیچ دانشی، و هیچ دقتی نمی‌توانست آن رنجی را که بر جسم بنجامین وارد شد، متوقف کند. این رنج، هرگز و ابداً مجازات الهی نیست؛ خطای شما هم نیست. بعضی دردها در این جهانِ شکسته، فراتر از کنترلِ انسان اتفاق می‌افتند و هیچ احتیاطی نمی‌توانست جلوی آن‌ها را بگیرد. خداوند شما را بازخواست نمی‌کند؛ او شما را در آغوش کشیده است. شما چیزی را از دست ندادید جز حضورِ زمینیِ فرزندی که امانتی پاک بود. پس بارِ این سرزنشِ بی‌دلیل را زمین بگذارید و آزادانه بگریید.

در انجیل امروز، عیسی کلماتی بر زبان می‌آورد که شاید در نگاه اول تند به نظر برسند: «آیا گمان می‌کنید که آمده‌ام تا صلح بر زمین برقرار کنم؟ نه، بلکه جدایی.» عیسی از حقیقتی سخن می‌گوید که همه‌ی ما در این دنیای زخمی لمس کرده‌ایم. حضور او، نورِ او، تیغی است که تاریکی را می‌شکافد. وقتی عزیزی از میان ما می‌رود، خانه‌مان، قلبمان و روزمره‌مان دچار جدایی و شکافی عمیق می‌شود. اما این جدایی، آخرین کلامِ این داستان نیست. عیسی در ادامه‌ی همان انجیل، از آتشی صحبت می‌کند که می‌خواهد بر زمین افروخته شود؛ آتشِ عشقی که هیچ مرگ و دوری‌ای نمی‌تواند آن را خاموش کند.

بنجامینِ عزیزِ شما، با همان روحِ لطیف و پر از شورش، اکنون در آن سوی این جدایی زمینی قرار دارد. او که جهان را با خانواده‌اش گشت، از پایتخت‌های دور تا فرودگاه‌هایی که تماشای هواپیماهایش دلخوشیِ او و پدرش بود، اکنون به پروازی ابدی درآمده است. پروازی که مقصدش آغوشِ همان خدایی است که پولس می‌گوید «توان آن را دارد که بسیار بیشتر از خواسته‌ی ما عمل کند.» بنجامین دیگر در بندِ رنج نیست؛ او در نورِ آرامِ پدر آرام گرفته است.

رایانِ عزیز، برادرِ کوچک‌تر و هم‌سفرِ روزهای خوب بنجامین، تو وارثِ آن قلب پاک و ذهن روشن هستی. برادرت تو را دوست داشت و در تمام خاطرات دنیا، تو را در کنار خود داشت. او امروز از فراز آسمان‌ها، از آنجایی که همیشه عاشقش بود، به تو لبخند می‌زند. او از تو می‌خواهد که با همان شور، با همان مهربانی و با همان لبخند به جلو بروی. پیوندِ شما هرگز قطع نشده است؛ این پیوند در قلب خدا محکم‌تر از همیشه پابرجا است. هر بار که به آسمان نگاه می‌کنی، بدان که برادرت در نورِ ابدی آرام گرفته است.

…

امروز، وقتی از این مکان بیرون می‌روید، این کارِ کوچک را با خود به خانه ببرید: امشب، در سکوتِ اتاق، وقتی دلتان برای صدایش تنگ شد، نفس عمیقی بکشید، نام بنجامین را با آرامش ببرید و بگویید: «خداوندا، او در دست توست و ما نیز در پناه تو هستیم.» اجازه دهید این امید، قوی‌تر از اندوهتان باشد. خداوند با شماست؛ امروز، فردا، و تا ابد. آمین.

مراقبه
♪ “باغ درون (Version A - Reverent)” — A song for Ben
دعاهای مؤمنان

For the intentions entrusted to Ben on our prayer wall:

“سلام Ben - خیلی خوابتو می‌بینم. امیدوارم اون بالا تو بهشت بهت خوش بگذره. لطفاً مواظب خانواده‌مون باش. یادت نره هر روز بیای و سلام کنی. خیلی دلمون برات تنگ شده!” — Dad
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“Ben عزیزم، Huy در خواب دید که تو به دیدنش آمدی و به او دعایی دادی تا شما دو برادر دوباره همدیگر را پیدا کنید. از خداوند می‌خواهم که دعای تو را مستجاب کند و به تو در کنار خودش آرامش ابدی عطا فرماید. اگر ممکن است، باز هم در خواب‌های بعدی به دیدنش برو، حتی اگر فقط یک سلام یا همان لبخند پرمهر همیشگی‌ات باشد.”
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“Ben، پسر شیرینم، خیلی دلم برایت تنگ شده. ممنونم که دیشب به دیدن من و Chú Chris آمدی. او گفت که تو را در حال پرواز با هلیکوپتر دیده؛ آن بالا خیلی آزاد، شاد و قوی بودی. اینجا، من و مادر هر روز بیشتر گریه می‌کنیم. بخشی از قلبم بدون تو کاملاً مرده است، Ben. لطفاً مراقب ما باش، برای مادرت، برادرت Ryan و من دعا کن و به ما قدرت بده تا به زندگی ادامه دهیم. ما تو را تا ابد دوست داریم.” — Dad
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“Ben عزیزم، Huy در خواب دید که تو به دیدنش آمدی و به او دعایی دادی تا شما دو برادر دوباره همدیگر را پیدا کنید. از خداوند می‌خواهم که دعای تو را مستجاب کند و به تو در کنار خودش آرامش ابدی عطا فرماید. اگر ممکن است، باز هم در خواب‌های بعدی به دیدنش برو، حتی اگر فقط یک سلام یا همان لبخند پرمهر همیشگی‌ات باشد.”
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“امروز ۱۰۰ روزه که بدون تو می‌گذره. دلم خیلی خیلی برات تنگ شده Ben. هر وقت خواستی بهم سر بزن! می‌بینمت رفیق! دوستت دارم!” — Dad
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“Ben جان، امروز M برای کارهای اداری به کام ران رفت و از فرودگاه کام ران گذشت. صحبت‌های تو درباره هواپیما دوباره در ذهنم زنده شد؛ خاطرات زیادی از تو به یادم آمد که پیش خودم نگه می‌دارم. وروجک، ناخودآگاه فکر کردن به تو خیلی غمگینم می‌کند. به هر جایی که دوست داشتی برو و فراموش نکن که همیشه به یاد خانواده‌ات باشی، خیلی دوستت دارم. کاش می‌شد !!!!!!!!!”
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“چه اتفاقی افتاد پسرم؟ ۳ ماه از وقتی ما رو ترک کردی می‌گذره. اونقدر دلتنگتم که تمام بدنم درد می‌کنه. مامان حالا هر روز گریه می‌کنه... حالا باید چیکار کنیم Ben؟ لطفاً برامون دعا کن.” — Dad
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.
“سلام Ben، Rafael Rizzo و برادر کوچکش Ben واقعاً الان به کمکت نیاز دارند. لطفاً بهشون سلامتی ببخش و بهشون قدرت بده تا با هم از این عبور کنند. لطفاً مواظب سلامتی Brandon و Flor هم باش. یک دنیا دلم برات تنگ شده. می‌دونم اون بالا توی بهشتی و مواظب همه‌مون هستی. هر وقت تونستی، یه سری بهمون بزن، باشه؟ خیلی دوستت دارم و دلم خیلی برات تنگ شده!” — Dad
… ما به Ben می‌سپاریم، که آن را به خداوند تقدیم می‌کند.
℟ Ben، برای ما دعا کن.

🕯 دعای خود را بر روی دیوار دعا روشن کنید →

دعای خداوند

بنا به فرمان منجی و با تعلیم الهی، ما جرأت می‌کنیم بگوییم:

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد، ملکوت تو بیاید، اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان روزانه ما را امروز به ما بده، و قرض‌های ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم؛ و ما را در آزمایش مگذار، بلکه از شریر رهایی ده. آمین.

مناجات روحانی
ای عیسیِ من، من ایمان دارم که تو در درگاه مقدس تکرارشدنیِ یوخاریست حضور داری. من تو را بیش از هر چیزی دوست دارم، و مشتاقم که تو را در جانِ خود بپذیرم. از آنجا که اکنون نمی‌توانم تو را به گونه‌ای sacramental دریافت کنم، دست‌کم به شکل روحانی به قلب من وارد شو. من تو را در آغوش می‌کشم و تمام وجودم را با تو یکی می‌سازم. هرگز اجازه نده که از تو جدا شوم. آمین.
سرود عشای ربانی
♪ “Persian Communion Hymn (Organ & Cello)” — A song for Ben
پایان و برکت

خداوند شما را برکت دهد و حفظ کند؛ خداوند روی خود را بر شما بگرداند و به شما سلامتی عطا فرماید، اکنون و تا ابد. آمین.

✝ خداوند متعال شما را برکت دهد: پدر، و پسر، و روح‌القدس. آمین.

سرود پایانی
♪ “The Sent Light (Reverent Piano & Strings)” — A song for Ben
روزهای قبل
🌐 Languages
Questions or comments? [email protected]