به نام پدر، و پسر، و روحالقدس، آمین. فیض و آرامش خداوند ما عیسی مسیح با همه شما باشد که امروز برای شنیدن کلام حیاتبخش او گرد آمدهاید.
خداوندا، تو که حکمتِ ازلی هستی، بر ما رحم کن. مسیحا، تو که کلیدِ معرفت را به ما بخشیدی، بر ما رحم کن. خداوندا، تو که ما را برای جلالِ خود برگزیدی، بر ما رحم کن.
تصور کنید در یک عصرِ آرام، در باغی نشستهاید که بویِ خوشِ گلهای یاس در هوا پیچیده است. در گوشهای از این باغ، کسی با دقت و اشتیاقی وصفناپذیر، در حالِ ترسیمِ نقشهای است؛ نه نقشهای معمولی، بلکه طرحِ پروازی که قرار است تا دوردستترین نقاطِ آسمان کشیده شود. این تصویرِ بنجامینِ عزیزِ ماست. او که با ذهنی درخشان، نه تنها مهندسیِ ابرها و هواپیماها، بلکه ظرافتِ ارتباطِ میانِ انسانها را میشناخت. او در پانزده سالِ عمرش، بیش از هر چیز، «کنجکاوی» را به عنوانِ ابزاری برای کشفِ محبتِ خدا به کار بست. بنجامین، آن پسرِ همیشه خندان که هواپیماها برایش تنها یک وسیلهیِ پرواز نبودند، بلکه نمادِ آزادی و رسیدن به آغوشِ بیپایانِ الهی بودند، امروز در میانِ کلامِ خدا به ما لبخند میزند.
پولسِ قدیس در رساله به افسسیان، حقیقتی تکاندهنده را بیان میکند: «او ما را در مسیح برگزید، پیش از بنیادِ عالم، تا در حضورِ او مقدس و بیعیب باشیم.» این انتخاب، یک اتفاقِ تصادفی در تاریخِ زندگیِ ما نیست. این یک طرحِ ازلی است. بنجامین، آن پسرِ باهوش که پروژههایِ پیچیدهیِ کامپیوتریاش را با چنان دقتی کدنویسی میکرد، امروز در همان طرحِ اصلیِ آفرینش جای گرفته است. او که با اشتیاقِ کودکانه از «کان چیم ایرلاینز» سخن میگفت و با هر لبخندش، نوری به خانهیِ شما میتاباند، در واقع داشت معماریِ عشقِ خدا را در زندگیاش پیاده میکرد. پولس میگوید خدا ما را «برای جلالِ فیضِ خود» برگزیده است. آیا بنجامین، با آن قلبِ مهربان و آن نگاهِ جستجوگرش، چیزی جز بازتابِ همین فیضِ الهی بود؟
اما بیایید صادق باشیم. این مسیر، مسیرِ آسانی نیست. وقتی به انجیلِ امروز نگاه میکنیم، عیسی با لحنی جدی و هشداردهنده، عالمانِ شریعت را خطاب قرار میدهد. او میگوید: «شما کلیدِ معرفت را برداشتهاید؛ خود وارد نشدید و کسانی را هم که میخواستند وارد شوند، بازداشتید.» این کلامِ عیسی، دعوتی است به یک بازنگریِ عمیق در قلبهایِ ما. گاهی در زندگی، ما آنقدر درگیرِ «ساختنِ بناهایِ یادبود» برایِ گذشته میشویم، یا آنقدر نگرانِ «درست انجام دادنِ» امور هستیم که یادمان میرود «درِ» معرفت را باز نگه داریم. بنجامین، با آن روحِ لطیف و کنجکاوِ خود، هرگز درگیرِ این قفسهایِ ذهنی نبود. او به دنبالِ «ورود» به حقیقت بود، نه ساختنِ دیواری از قوانین.
آلان و تائویِ عزیز، میدانم که این چهار ماه، از سیزدهم ژوئن تا امروز، چه بارِ سنگینی را بر دوش کشیدهاید. میدانم که گاهی در سکوتِ خانه، وقتی به جایِ خالیِ بنجامین نگاه میکنید، یا وقتی به یاد میآورید که او چقدر با اشتیاق به داستانهایِ پدرش گوش میداد، دردی در سینه دارید که هیچ واژهای نمیتواند آن را به تمامی بیان کند. اما امروز، اجازه دهید این کلامِ عیسی، نه به عنوانِ یک سرزنش، بلکه به عنوانِ دعوتی برایِ «رهایی» در میانِ شما طنینانداز شود. او میخواهد شما را از هرگونه بارِ اضافی، از هرگونه «چرا» که در ذهن دارید، آزاد کند. شما در این مسیر، چیزی را از دست ندادهاید، بلکه عزیزی را به دستِ خداوند سپردهاید که او خود، معمارِ اصلیِ زندگیِ اوست. بنجامین، آن پسرِ درخشان که اکنون در ضیافتِ ابدی است، دیگر نیازی به هیچ «کلیدی» برایِ ورود به حضورِ خدا ندارد؛ او خود، در قلبِ آن حضور است.
رایانِ عزیز، برادرِ کوچکتر و همسفرِ بنجامین، تو وارثِ آن ذهنِ کنجکاو و آن قلبِ بزرگ هستی. تو با برادرت دنیا را گشتی و از آینده گفتی. بنجامین اکنون از جایگاهی بلندتر، از فرازِ آسمانهایی که همیشه دوست داشت، تو را میبیند. او از تو میخواهد که با همان شورِ زندگی، با همان کنجکاوی و با همان لبخندِ شیرین، به جلو بروی. پیوندِ شما هرگز گسسته نشده است؛ این پیوند در قلبِ خدا محکمتر از همیشه پابرجا ست. هر بار که به آسمان نگاه میکنی و هواپیمایی را میبینی که اوج میگیرد، بدان که برادرت در نورِ ابدیِ پدر آرام گرفته است و تو را با عشقی عمیق نگاهبانی میکند.
بیایید به این تصویرِ پولس بازگردیم: «همه چیز را در مسیح جمع کند، در آسمان و بر زمین.» بنجامین، آن پسرِ پانزدهساله که در پانزده سال، بیش از بسیاری از ما جهان را دید، اکنون در همان «جمعبندیِ» نهاییِ خداست. او دیگر به دنبالِ مقصدهایِ دوردست نیست، زیرا به مقصدِ نهایی رسیده است. او در «کان چیم ایرلاینزِ» ابدی، در امنترین جایِ جهان، در خانهیِ پدرِ آسمانی است. او به شما میگوید: «نترسید، من در نور هستم.»
امروز، وقتی از این مکان بیرون میروید، این کارِ کوچک را با خود ببرید: امشب، در سکوتِ خانه، وقتی به عکسی از او نگاه میکنید، نفسِ عمیقی بکشید، نامِ بنجامین را با آرامش ببرید و بگویید: «خداوندا، او را در آغوشِ خود نگاه دار.» و بدانید که نوری که او در زندگیِ شما روشن کرد، هرگز خاموش نخواهد شد. خداوند با شماست، امروز، فردا، و تا ابد. آمین.
For the intentions entrusted to Ben on our prayer wall:
بنا به فرمان منجی و با تعلیم الهی، ما جرأت میکنیم بگوییم:
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد، ملکوت تو بیاید، اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان روزانه ما را امروز به ما بده، و قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم؛ و ما را در آزمایش مگذار، بلکه از شریر رهایی ده. آمین.
خداوند شما را برکت دهد و نگاه دارد، و چهرهیِ خود را بر شما بتاباند. آمین.
✝ خداوند متعال شما را برکت دهد: پدر، و پسر، و روحالقدس. آمین.