به نام پدر و پسر و روحالقدس، آمین. فیض و آرامش خداوند با شما باشد که امروز در این ضیافتِ آسمانی گرد هم آمدهاید.
خداوندا، بر ما رحم کن. مسیحا، بر ما رحم کن. خداوندا، بر ما رحم کن.
در کتاب مکاشفه، یوحنای قدیس تصویری را توصیف میکند که فراتر از توانِ درکِ محدودِ ماست. او از «انبوهی عظیم که هیچکس نمیتوانست آن را بشمارد» سخن میگوید؛ جمعیتی از هر قوم و قبیله و زبان که با جامههای سفید در برابر تختِ خداوند ایستادهاند. این تصویر، تصویرِ نهاییِ هستی است. آنچه ما امروز در این کلیسا میبینیم، تنها بخشی از آن شکوه است. اما بیایید لحظهای درنگ کنیم و به این جامه نگاه کنیم. این جامهها نه با قدرت، نه با ثروت، و نه با هوشِ سرشار، بلکه «در خونِ بره» شسته و سفید شدهاند. یعنی در عشقِ مسیح.
بنجامینِ ما، این پسرِ درخشان که ذهنِ ریاضیاش چون عقابی در آسمانِ منطق و تکنولوژی پرواز میکرد، اکنون بخشی از این انبوهِ عظیم است. او که عاشقِ هواپیماها بود و رویایِ پرواز را در سر میپروراند، اکنون به حقیقتِ آن پرواز رسیده است. بنجامین در تمامِ پانزده سالِ زندگیاش، با آن کنجکاویِ بیپایان، با آن لبخندهایِ شیرین که در عکسها هنوز هم قلبِ ما را گرم میکند، در حالِ آماده شدن برایِ همین لحظه بود. او که در سفرها، در واتیکان و لورد، در کنارِ شما آلان و تائویِ عزیز و رایانِ دلبند قدم میزد، در حقیقت در حالِ تمرینِ حضور در محضرِ خدا بود.
گاهی ما فکر میکنیم که قدیسین، کسانی هستند که در کتابها زندگی کردهاند، کسانی که در قرنهای دور از دنیا رفتهاند. اما امروز، در عیدِ تمامِ مقدسین، کلیسا به ما میگوید که قدیسین همینهایی هستند که در کنارِ ما راه رفتهاند، خندیدهاند و رنج کشیدهاند. بنجامین، با آن قلبِ مهربانش، با آن تمایلِ خالصانه برایِ بخشیدنِ تمامِ پساندازش به عمویش، همان راهِ «طوبی» یا خوشبختی را رفت که عیسی در انجیلِ امروز ترسیم کرد. «خوشا به حالِ پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید.» بنجامین اکنون خدا را میبیند. او نه از دور، بلکه رو در رو، همانطور که یوحنای قدیس در رسالهی دومش وعده داد: «ما او را چنان که هست، خواهیم دید.»
میدانم که برای شما، این چهار ماهِ گذشته، دورانی از پرسشهایِ بیپایان بوده است. میدانم که شبهایی هست که سکوتِ خانه، سنگینتر از هر زمانِ دیگری است. آلان، تائو، رایان... میدانم که گاهی دلتنگی مثلِ موجی سهمگین بر سرتان آوار میشود. اما امروز میخواهم این حقیقت را در قلبتان حک کنید: قدیس بودن به معنایِ بیدرد بودن نیست. قدیس بودن به معنایِ عبور از درد با نگاهی دوخته به مسیح است. بنجامین از «زمانِ رنجِ بزرگ» عبور کرد و اکنون در آرامش است. و شما، در این مسیر، تنها نیستید.
بگذارید این سنگِ گرانِ «گناهِ خیالی» را از رویِ قلبتان بردارم. هیچکدام از شما در این مسیر کوتاهی نکردید. هیچ پدر و مادری نمیتواند طوفانی را که از جای دیگری برمیخیزد پیشبینی کند. هیچ مراقبتی، هیچ دانشی، و هیچ دقتی نمیتوانست آن رنجی را که بر جسمِ بنجامین وارد شد، متوقف کند. این رنج، هرگز و ابداً مجازاتِ الهی نیست؛ خطایِ شما هم نیست. خداوند شما را بازخواست نمیکند؛ او شما را در آغوش کشیده است. شما چیزی را از دست ندادید جز حضورِ زمینیِ فرزندی که امانتی پاک بود. پس بارِ این سرزنشِ بیدلیل را زمین بگذارید و آزادانه بگریید. بنجامین نه به خاطرِ خطایِ کسی، بلکه به عنوانِ فرزندی که اکنون در «ضیافتِ ابدی» است، نزدِ پدر بازگشت. او نیازی به هیچچیزِ زمینی ندارد، چرا که او اکنون در جایگاهِ افتخارِ خداوند است.
رایانِ عزیز، برادرِ بنجامین، تو وارثِ آن قلبِ پاک هستی. برادرت تو را دوست داشت و در تمامِ دنیا، تو را در کنار خود داشت. وقتی به آسمان نگاه میکنی، وقتی به یادِ آن لحظاتِ نابی میافتی که با هم داشتید، بدان که برادرت از فرازِ آسمانها به تو لبخند میزند. او از تو میخواهد که زندگی کنی. او از تو میخواهد که با همان شور، با همان مهربانی و با همان لبخند به جلو بروی. پیوندِ شما هرگز قطع نشده است؛ این پیوند در قلبِ خدا محکمتر از همیشه پابرجا است. تو برادرِ یک قدیسِ کوچک هستی؛ کسی که اکنون برایِ تو و پدر و مادرت دعا میکند.
عشقِ بنجامین هنوز در این جهان جاری است. او که عاشقِ پرواز بود، اکنون در آسمانی است که دیگر هیچ رنجی در آن نیست. او در آن ضیافتِ ابدی که عیسی وعده داده، در آرامشِ مطلق است. امروز وقتی از این مکان بیرون میروید، این کارِ کوچک را با خود ببرید: امشب، در سکوتِ خانه، وقتی دلتنگی به سراغتان آمد، چشمانتان را ببندید و تصور کنید بنجامین را، در حالِ پرواز، در آن آسمانی که همیشه عاشقش بود. به او بگویید: «بنجامین، ما تو را در آغوشِ خدا میسپاریم، همانطور که تو ما را در قلبِ خود داری.» و سپس، به یکدیگر لبخند بزنید. بگذارید این لبخند، نشانی از امیدِ قویتر از اندوه باشد. خداوند با شماست؛ امروز، فردا، و تا ابد. آمین.
For the intentions entrusted to Ben on our prayer wall:
بنا به فرمان منجی و با تعلیم الهی، ما جرأت میکنیم بگوییم:
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد، ملکوت تو بیاید، اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان روزانه ما را امروز به ما بده، و قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم؛ و ما را در آزمایش مگذار، بلکه از شریر رهایی ده. آمین.
خداوند شما را برکت دهد و حفظ کند؛ او رویِ خود را بر شما بتاباند و به شما آرامش بخشد. آمین.
✝ خداوند متعال شما را برکت دهد: پدر، و پسر، و روحالقدس. آمین.