به نام پدر و پسر و روحالقدس. آمین. فیض و آرامش خداوند ما عیسی مسیح با شما باد، خواهران و برادران عزیز. با رسم صلیب مقدس، این نیایش کلام را آغاز میکنیم.
خداوندا، بر ما رحم کن. مسیحا، بر ما رحم کن. خداوندا، بر ما رحم کن.
خواهران و برادران عزیز در مسیح،
امروز، در کلام مقدس، دو تصویر بسیار متفاوت پیش روی ما قرار میگیرد؛ تصاویری که به قلب زندگی ما و به معنای واقعی عظمت و جلال در چشم خدا میپردازند. در انجیل متی، عیسی مسیح ما را به تماشای صحنهای میخواند که شاید برای بسیاری از ما آشنا باشد: «کاتب و فریسیان بر کرسی موسی نشستهاند.» این کرسی، نماد اقتدار، جایگاهی برای تعلیم و راهنمایی بود. اما عیسی بلافاصله هشدار میدهد: «پس هر آنچه به شما میگویند، انجام دهید و رعایت کنید، اما از کارهای ایشان پیروی نکنید.»
تصور کنید این صحنه را… کاتب و فریسیان با لباسهای فاخر، با دستارهای عریض و حاشیههای بلند، در جایگاههای افتخار نشستهاند. شاید با صدایی بلند و پرطمطراق، احکام و قوانین را برای مردم تشریح میکنند. آنها بارهای سنگینی را بر دوش مردم مینهند – بارهایی که رعایتشان دشوار است، قوانین و مقرراتی که روح انسان را خسته میکند – اما خودشان حتی با یک انگشت هم حاضر نیستند این بارها را جابهجا کنند. این تصویر، تضاد عمیقی را با آنچه خدا واقعاً از ما میخواهد، نشان میدهد؛ تضاد بین ظاهرسازی و حقیقت، بین قدرتطلبی و خدمت.
این بارهای سنگین… آیا تا به حال حس کردهاید که باری بر دوش شماست که هیچکس حاضر نیست در بلند کردنش کمک کند؟ باری از انتظارات، از قضاوتها، از قوانین نانوشتهای که جامعه بر ما تحمیل میکند؟ یا شاید باری از اندوهی که کلمات برای توصیفش کافی نیستند؟ گاهی اوقات، این بارها از بیرون میآیند، از دنیایی که به ظاهر و مقام اهمیت میدهد. و گاهی، این بارها از درون میآیند، از سرزنشهای پنهان، از پرسشهای بیجواب، از 'اگر'هایی که در ذهنمان تکرار میشوند.
دنیای امروز نیز پر است از این 'کرسیهای موسی' که در اشکال مختلف ظاهر میشوند. کرسیهای قدرت، کرسیهای شهرت، کرسیهای ثروت. و کسانی که بر آنها مینشینند، گاهی اوقات، دقیقاً همان کاری را میکنند که عیسی از آن انتقاد کرد: بارهای سنگین را بر دوش دیگران میگذارند، اما خودشان حاضر به برداشتنشان نیستند. آنها به دنبال دیده شدن هستند، به دنبال تحسین، به دنبال نام و عنوان. اما آیا این همان جلال و عظمتی است که خداوند برای ما مقدر کرده است؟
درست در مقابل این تصویر، قرائت اول ما از کتاب حزقیال نبی، تصویری از جلال حقیقی خداوند را به ما نشان میدهد. حزقیال میگوید: «فرشته مرا به دروازهای که رو به شرق بود برد، و در آنجا جلال خدای اسرائیل را دیدم که از شرق میآمد. صدایی مانند غرش آبهای بسیار شنیدم، و زمین از جلال او روشن شد.»
این یک تصویر خیرهکننده است، نه از یک کرسی افتخار ساخت بشر، بلکه از حضور خود خداوند. جلال او آنقدر عظیم است که زمین را روشن میکند، صدایش مانند غرش آبهای بسیار است. این جلال، نیازی به تأیید انسان ندارد. نیازی به پرچمها و نشانها ندارد. این جلال، از ذات خود خدا سرچشمه میگیرد و در وجود او ساکن است. و حزقیال، در برابر این عظمت، «بر روی زمین افتاد.» این واکنش طبیعی انسان در برابر جلال راستین است: فروتنی، تسلیم، و اعتراف به کوچکی خود در برابر عظمت لایزال الهی.
و سپس کلامی از قلب معبد به حزقیال میرسد: «ای پسر انسان، اینجا جایگاه تخت من خواهد بود، اینجا جایی است که پاهایم را خواهم نهاد؛ اینجا برای همیشه در میان فرزندان اسرائیل ساکن خواهم شد.» خداوند میخواهد در میان ما ساکن شود. نه در یک ساختمان سنگی که انسانها برای خود میسازند و به آن افتخار میکنند، بلکه در قلبهای ما، در زندگیهای ما. جلال خدا در فروتنی، در سادگی، و در حضور راستین او در میان انسانها متجلی میشود.
این دو تصویر – کرسی موسی با بارهای سنگین و جلال خداوند که زمین را روشن میکند – چه معنایی برای ما دارند؟ آنها به ما میآموزند که عظمت واقعی، نه در جایگاههای بلند و عناوین پرطمطراق، بلکه در فروتنی، در خدمت، و در اجازه دادن به جلال خدا برای سکونت در قلبهای ماست. عیسی میفرماید: «بزرگترین شما باید خادم شما باشد. هر که خود را بلند کند، خوار خواهد شد؛ و هر که خود را فروتن سازد، سرافراز خواهد گشت.»
این کلمات عیسی، نه تنها یک نصیحت اخلاقی، بلکه یک راهنمایی برای زندگی است. یک راهنمایی برای رهایی از بارهای سنگینی که دنیا بر دوش ما میگذارد. اگر ما به دنبال دیده شدن باشیم، اگر به دنبال تأیید انسانها باشیم، همیشه در معرض خطر خواهیم بود که بارهای سنگینی را بر دوش خود و دیگران بگذاریم. اما اگر به دنبال جلال خدا باشیم، اگر به دنبال فروتنی باشیم، آنگاه میتوانیم تجربه حزقیال را داشته باشیم: روحی که ما را بلند میکند، و حضوری الهی که زمین زندگی ما را روشن میسازد.
وقتی به زندگی بنجامین وو عزیز فکر میکنیم، نوجوانی را میبینیم که در دنیایی پر از رقابت و خودنمایی، راه دیگری را پیمود. بنجامین، با هوش سرشار و ذهن کنجکاوش، میتوانست به راحتی در پی تأیید و ستایش باشد. او در سنین نوجوانی به دنیای پیچیدهای از هوش مصنوعی، دواپس و زیرساختهای ابری قدم گذاشته بود، همانند پدرش. او میتوانست از این دانش خود برای خودنمایی استفاده کند، برای اینکه بر 'کرسی' خودش بنشیند و دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. اما این چیزی نبود که بنجامین را تعریف میکرد.
بنجامین یک روحیه بسیار محترم و ملایم داشت. او نه تنها به والدینش احترام عمیقی میگذاشت، بلکه با همان لبخند همیشگی و آرامش درونیاش، به دیگران نیز با مهربانی و احترام برخورد میکرد. او به دنبال عناوین و جایگاههای افتخار نبود. آیا به یاد میآورید آن لبخند آرامشبخش او را، حتی وقتی در فرودگاه منتظر بود، با تمرکز بر روی تلفنش، در دنیای خودش غرق، بدون نیاز به دیده شدن؟ او در آن لحظات، در سادگی و فروتنی خود، جلال واقعی را تجربه میکرد – جلال درونی یک قلب پاک که نیازی به تأیید بیرونی ندارد.
او به جای اینکه بارهای سنگین را بر دوش دیگران بگذارد، خودش باری از محبت و احترام را حمل میکرد. او به دنبال خدمت بود، حتی در لحظات کوچک زندگیاش. این صفت، این احترام عمیق و این روحیه ملایم، یکی از زیباترین جلوههای شخصیت بنجامین بود. این همان چیزی است که عیسی از ما میخواهد: فروتن باشیم، خادم باشیم. این همان راهی است که به سرافرازی حقیقی میانجامد، نه در چشم انسانها، بلکه در چشم خدا.
و اینجاست که میخواهم به شما، به پدر و مادر عزیز بنجامین، آلان و تائو، و به رایان مهربان، و به همه عموها، عمهها، و دوستانی که از دور و نزدیک با ما همدلید، سخن بگویم. شما در این دو ماه گذشته، باری سنگین را بر دوش کشیدهاید. باری از اندوه، از دلتنگی، از پرسشهایی که گاه پاسخشان ناممکن به نظر میرسد. و شاید، در میان این همه، باری از سرزنشهای پنهان، از 'اگر'هایی که در ذهن میچرخند: 'اگر من این کار را کرده بودم…' 'اگر من آن را میدانستم…'
کلام امروز عیسی، که از بارهای سنگین سخن میگوید، اینجا به ما تسلی میدهد. عیسی میگوید که کاتبان و فریسیان بارهای سنگین را بر دوش مردم مینهند. اما خدا این کار را نمیکند. خداوند ما، خدای محبت و رحمت است. او بارهای سنگین بیماری یا رنج را بر دوش فرزندانش نمینهد تا آنها را مجازات کند. بیماری، رنج، و از دست دادن، بخشی از رازی است که ما در این دنیای سقوط کرده با آن روبرو هستیم. آنها نتیجه گناه کسی نیستند؛ نه گناه بنجامین، نه گناه شما، پدر و مادر عزیزش. هیچ تلاشی، هیچ مراقبتی، هیچ 'اگر'ی نمیتوانست این مسیر را تغییر دهد. این رنج، نه از سر تقصیر شماست و نه از سر غفلت. شما هیچ چیز را از دست ندادید، هیچ کاری را اشتباه انجام ندادید. خدا شما را متهم نمیکند، و شما نیز نباید خود را متهم کنید. این بار سنگین گناه و تقصیر، باری نیست که خداوند بر شما نهاده باشد. او میخواهد آن را از دوش شما بردارد.
خداوند، همان خدایی است که جلالش زمین را روشن میکند، همان خدایی است که میخواهد در میان ما ساکن شود. او میخواهد در میان اندوه شما ساکن شود، نه برای افزودن بر بار شما، بلکه برای بلند کردن شما، همانطور که روح، حزقیال را بلند کرد. او میخواهد آرامش و نور خود را به قلبهای شما بیاورد.
و امروز، یادبود سلطنت مریم باکره مقدس است. مریم، ملکه آسمان و زمین، نمونه اعلای فروتنی و خدمت است. او که خود را 'کنیز خدا' خواند، در نهایت به بالاترین جایگاه، یعنی ملکه آسمان و زمین، سرافراز شد. جلال او، نه از کرسیهای زمینی، بلکه از فروتنی کامل و تسلیم محض به اراده الهی سرچشمه میگیرد. مریم، معبدی بود که جلال خدا، خودِ عیسی مسیح، در آن ساکن شد. او بارهای سنگین را بر دوش کسی نمیگذارد، بلکه خود واسطه فیض و آرامش است. او، با قلبی مادرانه، بارهای ما را میشناسد و با ما همدردی میکند. او امروز در کنار شماست، با همان روحیه ملایم و محترمی که بنجامین داشت.
پس، خواهران و برادران عزیز، از شما میخواهم که امروز، این بار سنگین تقصیر و سرزنش را از دوش خود بردارید. اجازه دهید جلال خداوند، همانند نوری که زمین را روشن میکند، به قلبهای شما نیز وارد شود. به یاد بنجامین، با همان روحیه فروتن و محترمی که او داشت، زندگی کنید. به جای جستجوی کرسیهای افتخار، به دنبال خدمت باشید. به جای نهادن بار بر دوش دیگران، به دنبال بلند کردن آنها باشید.
و این همان چیزی است که میتوانید امروز با خود ببرید: به یاد داشته باشید که عظمت واقعی، در فروتنی و خدمت است. هرگاه احساس کردید باری سنگین بر دوش شماست، به یاد بیاورید که خداوند آن را بر شما ننهاده است، و او تنها کسی است که میتواند آن را از شما بردارد. به او اعتماد کنید. به مریم مقدس، ملکه فروتنی، پناه ببرید. و اجازه دهید روح بنجامین، با لبخند آرامشبخش و احترام عمیقش، راهنمای شما باشد. او اکنون در جلال خداوند ساکن است، در آرامش ابدی، و از آنجا برای شما دعا میکند تا شما نیز این جلال را در قلبهایتان بیابید.
آمین.
For the intentions entrusted to Ben on our prayer wall:
بنا به فرمان منجی و با تعلیم الهی، ما جرأت میکنیم بگوییم:
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد، ملکوت تو بیاید، اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان روزانه ما را امروز به ما بده، و قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم؛ و ما را در آزمایش مگذار، بلکه از شریر رهایی ده. آمین.
خداوند ما را برکت دهد، از تمام بدیها محافظت کند و ما را به حیات جاودان برساند. آمین. با صلح و آرامش بروید، مسیح را در زندگی خود حمل کنید.
✝ خداوند متعال شما را برکت دهد: پدر، و پسر، و روحالقدس. آمین.